اسكندر بيگ تركمان
977
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
[ 688 ] پدر نامدار عالى مقدار بين الاخوان بخطاب عالى شاه جهانى مخاطب و ممتاز گرديده التماس شهزاده آنست كه از موقف معلى شاهى ظل اللهى بدين خطاب نامى معزز و گرامى گردد لهذا در آن صحيفهء لطيفه اين بيت از واردات طبع ميرزا ملك مشرقى نگاشته كلك عطوفت سلك گرديد : بيت ز خرمى شد از آن بخت روزگار جوان * كه نور ديدهء خورشيد گشت شاه جهان و در همان ايام رخصت معاودت يافته مشمول انعام و احسان روانهء ديار هندوستان گرديد . سانحه ديگر آمدن اسفنديار خان ولد عرب محمد خان والى خوارزم است بدرگاه سدره اشتباه چون سلاطين خوارزم بتخصيص حاجى محمد خان پدر عرب محمد خان هميشه به اين درگاه و الا توسل جسته در هنگام شدت و رخاء طريقهء آمد شد مرعى داشته در وقوع حوادث پناه به اين درگاه ميآوردهاند و بمعاونت منسوبان اين دولت بمطالب خود فايز ميگشتهاند چنان كه آمدن حاجى محمد خان و اولاد او در زمان استيلاى عبداللّه خان اوزبك و پسر او بدين درگاه و بيمن توجه و امداد همايون بر مسند سلطنت آن ديار تمكن يافتن در طى وقايع آن ايام سمت تحرير يافته درين اوقات برادران اسفنديار خان با پدر ياغى شده باتفاق يكديگر پدر را گرفته بىاختيار ساختند چون اسفنديار خان باعمال ناهنجار برادران انكار نموده بمعاونت پدر با برادران تنازع مينموده پدر را ميل كشيده مكحول گردانيدند و قصد گرفتن او داشتند چون سه برادر به يكديگر متفق شده بودند اسفنديار خان تاب مقاومت نياورده خود را بيرون انداخته بحدود استرآباد آمده عزيمت درگاه معلى نمود و در سفر قندهار بموكب ظفر قرين پيوسته مورد توجهات شاهانه گرديد . بعد از مراجعت از سفر خير اثر احكام باسم امراء و سرخيلان صاين خانى در باب معاونت مشار اليه عز اصدار يافته حاكم دار المؤمنين استرآباد و امراء آن حدود بكومك او معين گشتند و او بميانهء سرخيلان ايل و اويماق صاين خانى رفته حشرى فراهم آورده باستظهار لشكر استرآباد و آن حدود با برادران محاربه نموده ظفر يافت از جمله برادران ابو الغازى سلطان به طرف او ميل نمود و او مصلحت در موافقت دانسته برادران مخالف را دفع نموده در سلطنت استقلال يافت و مملكت را قسمت نموده با يكديگر بحسب ظاهر موافقت دارند و ابوالغازى نسبت باسفنديار خان اطاعت و انقياد بظهور ميآورد و از جانب اسفنديار خان همواره ايلچيان بدرگاه خلايق پناه آمده عرض عبوديت و اخلاص بجاى آورده مشمول نوازش و احسان بازميگرديد . ذكر مراجعت موكب همايون و وقايع روزگار بوقلمون چون مملكت قندهار بنوعى كه در فوق بتحرير پيوست ضميمهء ممالك محروسه گرديد حضرت اعلى متوجه ضبط و نسق آن شده ايالت و دارائى آن ولايت بگنجعلى خان زيك كه از امراء